ابو الحسن قزوينى

36

فوايد الصفويه ( فارسى )

در جواب نوشت كه اوزبكان به خراسان تاخت و تاراج مىكنند . اين مملكت از وجود فايض الجود پادشاهزاده خالى بودن ، مصلحت دولت ابد مدت نيست . چنانچه مكرر سلطان عباس ميرزا را طلب فرمود ، امرا اطاعت نكردند و قرار بر سلطنت عباس ميرزا دادند و در سنه نهصد و هشتاد و دو ( 982 ) به شاه عباس ملقب فرموده ، سكه و خطبه در خراسان به نام او كردند . بعد از آن كه اين خبر به عراق رسيد ، سلطان محمد شاه از عراق به خراسان رفت . در غوريان مجادله و مقاتله واقع شده [ بود و ] امرا شاه عباس تاب مقاومت نياورده شكست خوردند ، و ( 56 چ ) عباس ميرزا خود را به قلعه هرات رسانيد ، حصارى شد . در اين اثنا به سلطان محمد شاه خبر رسيد كه لشكر روم بر سر تبريز مىآيد ، با پسر طريق مصالحه پيش گرفته ، به عراق رفت . عباس ميرزا در خراسان شاد كام ماند . بعد از مراجعت از خراسان ، سلطان محمد پسر بزرگ خود را كه حمزه ميرزا بود و به مرتبه رشد و جوانى عروج كرده ، وليعهد و متكفل امور سلطنت بود ، با عساكر بىكران به تبريز فرستاد . حمزه ميرزا با امراى تركان و تكلو كه با هم اتفاق نموده ، در صدد مخالفت بودند . فرمان استمالت نوشت كه در اين اوقات چون لشكر روم به تبريز آمده‌اند از طريقه خدمت و ارادت و جانسپارى و سربازى درآيند . من بعد هر گونه مطلبى كه داشته باشيد ، به حصول خواهد پيوست . [ هم ] چنانچه منتظر آمدن آن فرقه بود كه عثمان پاشا سر عسكر روم تبريز را محاصره نموده ، در اندك فرصتى بر آن ولايت مستولى گشت و سلطان حمزه ميرزا متوجه جدال و قتال روميان شده آثار جلادت و شجاعت و مردانگى به ظهور مىرسانيد . اما عثمان پاشا خود معركه نبرد را نمىآراست . هر روزه لشكر عظيم بر ديگرى مىفرستاد و حمزه ميرزا دليرانه بر آن گروه غالب مىآمد ( 57 ر ) مقارن آن حال عثمان پاشا به علت خناق در گذشت و اهل روم ، قلعه [ اى را ] كه در تبريز ساخته بودند ، براى محافظت قلعه دارى تعيين كرده ، مراجعت به وطن كرده و حمزه ميرزا در تعاقب روميان رفته و جنگهاى مردانه كرد . بعد از آن كه روميان به سر حد ملك خود رسيدند ، حمزه ميرزا دست از تعاقب ايشان برداشته به محاصره